چرا “دریا” دریاست و “کویر” نیست؟
چرا “صندلی” صندلی‌ست و “میز” نیست؟!
این چارچوب اسامی و نام‌گذاری‌ها آیا انسان را بدل به موجوداتی شرطی نمی‌کند؟
آیا در این مسیر ذهنیت‌ها بر عینیت‌ها غلبه می‌کنند یا برعکس؟
اگر به جای آلت‌تناسلی از کلمه‌ی صفحه کلید استفاده کنیم‌ چه اتفاق‌هایی در پیرامون‌مان می‌افتد یا خواهد افتاد؟
لانتی‌موس با خلق فضایی ایزوله در یک جامعه‌ی کوچک خانواده‌گی که پدر و مادری دیکتاتورمآب با سه فرزند (دو دختر و یک پسر) زنده‌گی می‌کنند به اتمسفری بَدَوی جان می‌بخشد.‌
انسان‌هایی که در حال یادگیری نام‌ها و درگیر نام‌گذاری‌اند و در این وادی مورد آموزش‌های ایدئولوژیک قرار می‌گیرند؛ آن‌ها از محیط بیرونی هیچ نمی‌دانند و تنها متکی به آموزه‌ها و هویت‌بخشی‌های قدرت‌های مطلقه می‌باشند؛ در این نگرش و هدایت دگم‌اندیش افراد می‌توانند در علم پیشرفت‌های بسیاری بکنند و یا هنر را در راستای تعاریف ایدئولوژیک جامعه‌ی بسته بیاموزند و لذّت ببرند چراکه این مهمّات هیچ گزندی و خللی بر نظام وارد نمی‌سازد.

لانتی‌موس در فیلمی ساده و بسیار پرمحتوا بر ارزش‌های انسانی پافشاری می‌کند و خاطرنشان می‌سازد انسان در یک فضای بسته از انسانیت دور می‌افتد. کارگردان در سراسر فیلم پرسش‌هایی مطرح می‌کند که ذهن پویای مخاطب را به بازی می‌گیرد. او گاه ارزش‌ها را چونان پتکی بر سر علم می‌کوبد و گاه بر سر معرفت‌شناسی انسان، آدمی که با افتادن دندان نیش‌اش می‌تواند رها شود. رها از چه؟ از خود؟ از نظام ایدئولوژیک؟ به کجا؟
به منفعت‌طلبی‌ها و شهوات آدم‌های بیرونی که به اسارات ایشان آگاه و عالم‌اند ولی برای بهره‌کشی به نفع خویشتن دم برنمی‌آورند.
انسان از درون چارچوب‌های خودآموخته یا غلط‌آموخته به کدام دنیای بیرونی می‌تواند بگریزد؟ از جهان سبز و زیبای کودکانه به دنیای کارخانه‌ها و دودها و …؟ از انسان‌های بدوَی و ایدئولوژی‌مآب به انسان‌های فریب‌کار؟
این تعارض‌ پرسش‌های بسیاری فراراه انسان قرار می‌دهد.

فیلم را ببینید.
پیروزی جهان‌بینی بر ایدئولوژی، نجات‌بخش آینده‌ی هستی و انسانیت است.

آیا باید از گربه‌ها و سگ‌ها و حیوانات بترسیم در حالی‌که انسان، آدمیّت را از یاد برده است؟
آیا ترس‌های ما توهم‌های دشمن‌پنداری و دشمن‌سازی نیستند یعنی انسانیت ما قربانی‌ی توهمات ماست؟

Dogtooth

By : Yorgos Lanthimos

معرفی از “dance with books”