مساله این است که ما و جامعه ما مبتلا به عارضه «نپرسیدن» ایم. در تاریخ دراز و دیرینه ما بهترین راه برای حفظ مناسبات مسلط این دانسته شده است که «پرسش» به یک رفتار نهادی تبدیل نشود.

محمد مختاری/ تمرین مدارا/ فرهنگِ بی چرا

پرسیدن ریشه تفکر انتقادی است. ریشه دانستن، خرد است، و‌ پرسیدن کاربرد آزادنه خرد است. زمانی کانت گفته بود: «جرات کن بدانی». جرات کن که خرد خود را به کارگیری. یعنی نهادینه شدن پرسش نتیجه ترکیب آزادی و‌ خرد است. «چرا کردن» تبلور خرد در آزادی است. برای استقرار‌ این رفتار، چیزهایی لازم بوده است که ما نداشته‌ایم. فرهنگی لازم بوده است که ما نداشته‌ایم.

محمد مختاری/ تمرین مدارا/ فرهنگِ بی‌ چرا

پرسش اساس شک در همه چیز است. ضمن این که حاصل شک در همه چیز هم هست. عادت به پرسش سبب می‌شود که به هیچ بهانه‌ای از نقد فردی و اجتماعی خود جدا و‌ دور نشویم. یا به هیچ بهانه‌ای از آن پرهیز نکنیم. اما فرهنگ گذشته ما بهانه‌های بسیار داشته است، برای دور ماندن از بسیاری پرسش‌ها، به ویژه در عرصه اجتماعی، برای ما حکم «تابو» داشته است. حکم گذشتن از خط قرمز را داشته است. در ابعاد مختلف فلسفی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اعتقادی، اخلاقی، ادبی و غیره. حق پرسش را پیشاپیش از خود سلب کرده بوده ‌ایم. به همین سبب هم نوعی «یی چرایی» و «تسلیم قضا و قدری» به رفتار نهادی ما بدل شده است.

محمد مختاری/ تمرینِ مُدارا/ فرهنگ بی چرا